در همین نزدیکی ها (چند ماه قبل) یکی از بندگان صالح خدا ماجرائی که خیلی شنیدنی است برای بنده تعریف کرد ایشان شرفیاب محضر مقدس امام عصر سلام الله علیه شده بود می گفت خیلی عجیب منقلب شدم و آمدم که بیفتم روی پاهای مبارک حضرت و ببوسم ، حضرت ناراحت شده و فرمودند این کار را نکن و بلند شدم دست مبارکشون رو بوسیدم و ایشان هم پیشانی من را بوسیدند و در همان حالی که گریه می کردم عرض کردم که آقا جان :....
بسم الله الرحمن الرحیم
دیری است شایعاتی بر سر زبان ها افتاده است و اگر چه با واکنش های مختلف از سوی سایت ها و خبرگزای ها مواجه شده و آنان به تکذیب آن پرداختند، اما هنوز عده ای آن را باور دارند و بسیاری تقاضای تکذیب و ردیه ای برای آن می کنند. لذا این چند خط تنها از برای شفاف سازی اذهان عمومی تهیه شده و جوابیه کاملی نیست.
چندی پیش آقای مشایی سخنرانی ای مبنی بر معرفی بزرگان و اساتید خود داشتند و مرحوم حاج قدرت الله لطیفی نسب را استاد خود خواندند. دقیقا بعد از این سخنرانی بود که تمامی این شایعات شکل گرفت و طبعا مردم هم آن را پذیرفتند. اما این سخنرانی تنها یک کار فکر شده و حساب شده بود ، چرا که ایشان از انتصاب خود به مرحوم حاج آقای لطیفی نسب توانستند افکار را به این سمت معطوف کنند که ایده ها ونظرات مشایی برگرفته از آموزه های حاج آقای لطیفی نسب است .
اما همگان باید بدانند که به طور رسمی هر گونه ارتباط خاص مشایی را با مرحوم حاج قدرت الله لطیفی نسب رد می کنیم . حاج آقای لطیفی نسب سال ها تصدی ریاست هیأت امنای مسجد مقدس جمکران را عهده دار بودند و همین امر باعث می شد تا بسیاری از افراد اعم از مسئولین درجه یک نظام به دیدار ایشان بیایند و البته از محضرشان استفاده نمایند .بنابراین اگر هم ارتباطی بوده باشد از قبیل همین دیدارهاست نه این که بحث استادی و شاگردی مطرح باشد. چرا که مرحوم حاج آقا بارها می فرمودند که "من هیچ شاگردی ندارم ". اما عجیب تر این که مشایی که خود را شاگرد حاج آقا می داند حتی یک بار هم پای درس های اخلاقی حاج آقا حضور نداشته و به هیچ عنوان آشنایی و اشرافی به افکار حاج آقا ندارد ؛ و هرچه از قبیل این حرف ها شنیده می شود که مشایی تفکرات خود را به حاج آقای لطیفی نسب ، نسبت می دهد کذب است .
و خواننده تیز هوش و حقیقت یاب کافی است تا کمی در مورد حاج آقای لطیفی نسب تحقیق به عمل آورده و آموزه های ایشان را مورد مطالعه قرار دهد و خود خواهد یافت که تفاوت تفکرات حاج قدرت الله لطیفی نسب با مشایی از زمین تا آسمان است و هیچ ربطی به هم ندارند. حرف های مشایی گاهی آن قدر از تفکرات ناب اسلامی و شیعی فاصله می گیرد که اگر مرحوم حاج آقا زنده بودند حتما در مقابل این حرف ها واکنش نشان می دادند ؛ به عنوان مثال آن جا که فرهنگ ایرانی را بر فرهنگ اسلام ترجیح داده و آن را اسلام ناب خواندند ... که از این قبیل حرف ها بسیار زیاد است.
و ما امروز باید به دنبال حقیقت باشیم و از شایعات فاصله بگیریم و از تهمت پرهیز نماییم ، زیرا هر کس که تفکرات مشایی را آموزه ای از مکتب حاج قدرت الله لطیفی نسب بداند از راه حقیقیت گمراه شده و گناه بزرگی مرتکب می شود .
والسلام علیکم ورحمة الله
راه وصال – سایت رسمی حاج قدرت الله لطیفی نسب
42 سال پیش در شب نیمه شعبان 1391 ه ق وجود مبارک حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در تشرف دیگری در عالم بیداری به یار پاک باخته اش جناب حاج قدرت الله لطیفی نسب دستور تجدید بنای مسجد را بعد از 1018 سال صادر فرمودند.
مرحوم حاج قدرت اللّه لطیفی نقل می فرمودند که چند ماه پس از مراسم کلنگ زنی مسجد مقد جمکران محض احتیاج به آب تصمیم به حفر چاه عمیق گرفتیم
مرحوم حاج قدرت اللّه لطیفی نقل می فرمودند که چند ماه پس از مراسم کلنگ زنی مسجد مقدس جمکران به محض احتیاج به آب تصمیم به حفر چاه عمیق گرفتیم.به شرکتی که واقع در خیابان سعدی تهران بود رفتیم و با مدیر شرکت صحبت و قرار شد که در ازای پرداخت مبلغی حفر چاه صورت بگیرد و ما چک بیعانه را به مدت دو هفته بعد را به ایشان دادیم و بقیه مبلغ که آن زمان چشم گیر بود موقع تکمیل و تحویل چاه به ایشان بدهیم.شب جمعه بود من در داخل مسجد مشغول عبادت بودم که کسی کنار من آمد و به شانه من زد و برخاستم دیدم مرحوم آیت اللّه حاج سید حسین قاضی است.پس از احوالپرسی به من گفتند دو نفر از طرف آقا صاحب الزّمان بیرون منتظر شما هستند و فرمانی از حضرت برای شما آورده اند .مرحوم حاج قدرت اللّه لطیفی نقل می فرمودند که چند ماه پس از مراسم کلنگ زنی مسجد مقدس جمکران به محض احتیاج به آب تصمیم به حفر چاه عمیق گرفتیم.به شرکتی که واقع در خیابان سعدی تهران بود رفتیم و با مدیر شرکت صحبت د و قرار شد که در ازای پرداخت مبلغی حفر چاه صورت بگیرد و ما چک بیعانه را به مدت دو هفته بعد را به ایشان دادیم و بقیه مبلغ که آن زمان چشم گیر بود موقع تکمیل و تحویل چاه به ایشان بدهیم.شب جمعه بود من در داخل مسجد مشغول عبادت بودم که کسی کنار من آمد و به شانه من زد و برخاستم دیدم مرحوم آیت اللّه حاج سید حسین قاضی است.پس از احوالپرسی به من گفتند دو نفر از طرف آقا صاحب الزّمان بیرون منتظر شما هستند و فرمانی از حضرت برای شما آورده اند . با ایشان بیرون آمدم و با آن بزرگواران ملاقات کردم و فرمودند:آقا فرمودند این محل که برای حفر چاه انتخاب شده مناسب نیست و در ضمن در آینده به داخل مسجد می افتد . عرض کردم پس کجا؟فرمودند:مکان و محل جدید یرا نشان داده و رفتند.
وقتی مهندسین حفاری روز شنبه آمدند تا مشغول به کار شوند به ایشان گفتم که در فلان محل چاه احداث کنید با مخالفت آن ها مواجه شدیم چرا که گفتند آن مکان مناسب نیست. لاجرم تعهد دادیم که اگر به آب نرسیدیم همه هزینه ها به عهده ما می باشد و بدین ترتیب حفر چاه آغاز شد.
زمانی که برای تحویل چاه که حدود5 هفته بعد شروع بود امدیم کار حفاری آماده شده بود وآماده بهره برداری بود و موعد رسیدن چک و تحویل باقی مانده پول بود که هیچ پولی هم موجود نبود و من به حضرت متوسل شدم که خودتان عنایت بفرمائید در همین أثنا صاحب شرکت وارد مسجد شد و بعد از من پرسید چه کسی به شما گفته در این مکان چاه بزنید؟ گفتم صاحب این مسجد مولایم حجه ابن الحسن(علیه السلام) سپس تأملی کرد و به پسرش گفت چک آقا را به ایشان برگردان و بعد گفت این چاه هم هدیه ای از ما به مسجد باشد و این چاه از آن زمان تا کنون بدون کوچکترین خللی آب مسجد را تأمین کرده .